۱۰ فیلم علمی-تخیلی جدید که احتمالا ندیده‌اید

۱۰ فیلم علمی-تخیلی جدید که احتمالا ندیده‌اید

همه‌ساله در اکثر کشورهای دنیا، مردم برای دیدن جدیدترین و بهترین فیلم‌های علمی-تخیلی لحظه‌شماری می‌کنند. سینمادوستان در طول پنج سال اخیر، شاهد اکران فیلم‌هایی مانند «تل‌ماسه»، «تِنِت»، «ورود» و «نابودی» بودند. این آثار بزرگ و شاخص، عموما دارای بودجه‌های هنگفت و بازیگران مطرحی هستند؛ عناوینی که به‌واسطه‌ی تبلیغات گسترده‌شان، توجه فراوانی را به‌خود جلب می‌کنند. در این میان تعداد زیادی فیلم علمی-تخیلی با مقیاس کوچک‌تر وجود دارند که به‌قدر کافی دیده نمی‌شوند. ممکن است در این آثار، جذابیت سرراست و عامه‌پسند فیلم‌های جریان اصلی وجود نداشته باشد و حتی اگر این فیلم‌ها از چنین ویژگی‌ای برخوردار باشند، نهایتا در بحث مارکت ناکام می‌مانند. این امر ما را با انبوهی از عناوین علمی‌-تخیلی نادیده گرفته‌شده مواجه می‌کند؛ آثاری که برخی از آن‌ها مجبورند در سرویس‌های استریم، خودی نشان دهند بلکه به حق‌شان برسند.
در این مطلب به‌سراغ ۱۰ فیلم علمی-تخیلی کم‌تر شناخته‌شده در طول چند ماه گذشته و سال‌های اخیر خواهیم رفت که شاید نتوانند در رقابت با فیلم‌‌هایی مانند «تل‌ماسه» یا «ورود» موفق ظاهر شوند، اما سزاوار این هستند که مخاطبان بیشتری را به‌دست آورند.

۱. ماهی کوچک (Little Fish)

کارگردان: چاد هارتیگان
بازیگران: اولیویا کوک، جک اوکانل، رائول کاستیلو، دیوید لنون و…
محصول: ۲۰۲۱
امتیاز متاکریتیک: ۷۱ از ۱۰۰
امتیاز IMDb به فیلم: ۶/۹ از ۱۰

درام علمی‌-تخیلی و غم‌انگیز چاد هارتیگان واقعیتی وحشتناک را به بینندگان ارائه می‌دهد: اگر یک ویروس گسترده وجود داشته باشد که منجر به از دست دادن حافظه شود چه اتفاقی خواهد افتاد؟ موضوعی که می‌تواند هرکسی را در هر زمان تحت تاثیر قرار دهد. هیچ درمانی وجود ندارد زیرا اطلاعات خاصی از این ویروس در دسترس نیست؛ به عبارت دیگر، هنگامی که به آن مبتلا شوید، راه فراری نخواهد بود.
فیلم علمی-تخیلی «ماهی کوچک» از جهات مختلفی فرضیه‌ی یک بیماری همه‌گیر را به‌یادمان می‌آورد؛ بیماری خطرناکی که حالا بیش از یک سال است که با آن مواجه‌ایم. اگرچه ویروس پاک‌کننده‌ی حافظه احتمالا ترسناک‌تر از کرونا به‌نظر می‌رسد. در واقع این فیلم اقتباسی از داستان کوتاهی به‌همین نام به‌قلم آجا گابل به‌حساب می‌آید؛ بنابراین تمام شباهت‌های پلات فیلم به ویروس کووید-۱۹، کاملا تصادفی است.
این شباهت نسبی باعث نمی‌شود تا چیزی از ارزش‌ها و میزان تاثیرگذاری فیلم کم شود. «ماهی کوچک» در زمان مناسبی بیرون آمد و پنجره‌ی انتشار آن به فضای کلی اثر کمک کرد؛ زیرا می‌تواند جهانی را خلق کند که در دنیای پساکرونا، کاملا تامل‌برانگیز و حائز اهمیت به‌نظر می‌رسد. این اتفاق به‌اندازه‌ی عمیق بودن‌‌‌اش، دلخراش است و می‌تواند ماه‌ها در ذهن تماشاگر خود باقی بماند.
حتی اگر بازه‌ی زمانی انتشار آن را نادیده بگیریم، کماکان با یک اثر فوق‌العاده مواجه‌ایم. «ماهی کوچک» به‌راحتی در قلب تماشاگر نفوذ می‌کند. اولیویا کوک و جک اوکانل نقش‌آفرینی درخشانی را ارائه می‌دهند و فیلم‌نامه‌ی اثر نیز از نقاط قوت آن به‌شمار می‌رود. در واقع این یک فیلم علمی‌-تخیلی سرگرم‌کننده نیست اما به‌شکل مثبت و تکان‌دهنده‌ای فریبنده ظاهر می‌شود.
۲. به حقیقت پیوستن (Come True)

کارگردان: آنتونی اسکات برنز
بازیگران: جولیا سارا استون، لندن لیبران، تدرا راجرز و…
محصول: ۲۰۲۰
امتیاز متاکریتیک: ۶۸ از ۱۰۰
امتیاز IMDb به فیلم: ۵/۹ از ۱۰

سارا دان از زندگی‌اش ناراضی است. او رابطه‌ی بدی با مادرش دارد، برای تامین مخارج خود تلاش می‌کند و بارها و بارها همان کابوس همیشگی را می‌بیند. در مسیر تلاش برای کسب درآمد، او تصمیم می‌گیرد تا در یک مطالعه‌ی خواب (پُلی‌سومنوگرافی‌) شرکت کند. در تئوری‌، این اتفاق می‌تواند علت کابوس‌ها و خواب‌های آزاردهنده‌ی او را مشخص سازد اما ممکن است خطرات غیرقابل پیش‌بینی‌ای را نیز برایش به‌همراه داشته باشد.
متاسفانه مطالعه‌ی خواب سارا با نتایج مثبتی به‌پایان نمی‌رسد و برعکس، کابوس‌ها بدتر می‌شوند و هدف از این مطالعه، در حد یک راز عجیب باقی می‌ماند. این اتفاق بینندگان را به‌سمت یک روایت هولناک با انبوهی از پیچش‌ها و چرخش‌های داستانی سوق می‌دهد.
اگرچه «به حقیقت پیوستن» به‌عنوان یک فیلم علمی‌-تخیلی ترسناک منتشر شده است، اما حقیقتا ترسناک نیست و در عوض، به‌شکل آرام و مرموزی مخاطب را آزار می‌دهد. ساخته‌ی تحسین‌شده‌ی آنتونی اسکات پرز به‌هیچ‌عنوان به فستیوال جامپ‌اسکِیرهای آثار کمپانی «بلوم‌هاوس» نمی‌پیوندد. در حقیقت این یک تحلیل غیرمتعارف از روان انسان است.
مانند بسیاری از فیلم‌های مستقل، «به حقیقت پیوستن» نیز مخاطب چندانی ندارد و ممکن است برای اغلب تماشاگران خسته‌کننده به‌نظر برسد. سرعت و ریتم فیلم آهسته است، دیالوگ‌ها به‌شکلی مینیمال نوشته شده‌ و بیان می‌شوند و جلوه‌های بصری متوسط‌اند و طرفداران عناوین بلاک‌باستری را ناامید می‌کنند. اما در میان تمام این ویژگی‌ها، داستان جذابی وجود دارد‌ که مخاطب باید آن را کشف کند. در مجموع اگر می‌خواهید یک فیلم علمی‌-تخیلی و نیمه‌ترسناک کانادایی را تماشا کنید که سال‌های زیادی از زمان اکران‌اش نگذشته باشد، «به حقیقت پیوستن» می‌تواند جهانی کابوس‌زده و هولناک را برایتان به‌تصویر بکشد.
۳. لپسیس (Lapsis)

کارگردان: نوآ هاتن
بازیگران: دین ایمپریال، مدلین وایز، مدیسون بورگ، فرانک وود و…
محصول: ۲۰۲۰
امتیاز متاکریتیک: ۷۴ از ۱۰۰
امتیاز IMDb به فیلم: ۶/۲ از ۱۰

در جهان و زمانی فرضی که به امروز شباهت دارد، یک شرکت عظیم محاسبات کوانتومی، خودش را در یک‌قدمی تسلط کامل بر دنیا می‌بیند؛ آن‌ها را نسخه‌ی بزرگ‌تر و مرگبارترِ آمازون در نظر بگیرید! آن‌ها حریص، استثمارگر و فاسد هستند زیرا می‌دانند هیچ‌کس جلوی‌شان را نخواهد گرفت. آن‌ها کنترل عجیب و پیچیده‌ای بر جمعیت جهان دارند، بنابراین می‌توانند هر کاری را که می‌خواهند انجام دهند.
این تشکیلات در حقیقت ابزاری است که به‌واسطه‌ی ماهیت وجودی‌اش، افراد مختلف اخلاقیات خود را کنار می‌گذارند تا برای آن‌ها کار کنند؛ موضوعی که ما را به قهرمان اصلی داستان می‌رساند. پس از چندین تلاش ناموفق برای کسب درآمد، ری میچلی تمصمیم می‌گیرد تا به این شرکت بپیوندد. او مانند باقی افراد، مسئولیت می‌یابد تا کابل‌های موردنیاز را برای محاسبات کوانتومی شرکت حمل کند. اتفاقی به‌ظاهر ساده که رفته رفته فراتر از تصورات اولیه ظاهر می‌شود.
ری در نهایت می‌فهمد که این شغل خاص به‌طور باورنکردنی‌ای رقابتی است و این موضوع، مخاطب را به‌سمت یک قصه‌ی نمادین و اجتماعیِ پرسروصدا هدایت می‌کند. لپسیس در رابطه با سرمایه‌داری و انحصارات جهانی حرف‌های زیادی برای گفتن دارد؛ حرف‌هایی که با توجه به کمدی سیاه و طنز کنایه‌آمیز اثر، به‌شکل منحصربه‌فردی بیان می‌شوند.
این فیلم علمی-تخیلی جذاب، مسئله‌ای که به مشکلی بسیار جدی تبدیل شده است را با زبان طنز به‌تصویر می‌کشد. اخیرا در سراسر دنیا، صحبت‌های زیادی در رابطه با انحصار جهانی، شرایط بد کار و مبارزات اقتصادی به‌گوش می‌رسد؛ اما اثر تماشایی نوآ هاتن، از درب متفاوتی به این مبحث ورود پیدا می‌کند. در واقع «لپسیس» قرصی را به ما می‌دهد که در مقایسه با واقعیت‌های غم‌انگیز جهان، تا حدودی راحت‌تر می‌توان آن را میل کرد.
این فیلم در مجموع سه جایزه و چهار نامزدی را دریافت کرد که از مهم‌ترین آن‌ها، می‌توان به دریافت جایزه‌ی ویژه‌ی هیأت داوران و منتقدان از جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم دوبلین و نامزدی در رشته‌ی بهترین فیلم‌نامه‌ی اول برای کسب جایزه‌ی ایندیپندنت اسپیریت اشاره کرد.
۴. آرشیو (Archive)

کارگردان: گاوین راثری
بازیگران: تئو جیمز، استیسی مارتین، رونا میترا، پیتر فردیناندو و…
محصول: ۲۰۲۰
امتیاز متاکریتیک: ۶۷ از ۱۰۰
امتیاز IMDb به فیلم: ۶/۴ از ۱۰

در نگاه اول، «آرشیو» خود را به‌عنوان یک فیلم علمی-تخیلی و درامی ساده راجع‌به هوش مصنوعی نشان می‌دهد. این فیلم حول محور دانشمندی به‌نام جورج آلمور (با بازی تئو جیمز) می‌چرخد که می‌خواهد نوعی هوش مصنوعی را به‌وجود بیاورد که رفتار و شمایل انسانی را به‌طور بی‌نقصی تکرار و شبیه‌سازی کند. علی‌رغم تصور اولیه‌ی بینندگان، انگیزه‌های واقعی جورج فراتر از کشف علمی است. با پیش رفتن داستان، چیدن پازل فیلم در کنار یک‌دیگر به‌ امر ساده‌تری تبدیل می‌شود.
البته برای حل این پازل گسترده، به صبر و تحمل نیاز دارید. در نیمه‌ی اول فیلم، «آرشیو» به‌جای رو کردن سرنخ‌های بزرگ، به آرامی پیش می‌رود. گاوین راثری در این فیلم به توسعه‌ی جهان اثر و شیمی شخصیت‌ها اهمیت می‌دهد؛ اتفاقی که ممکن است در اولین تماشا کسل‌کننده باشد اما این المان‌ها برای رویدادهایی که بعدا در داستان رخ می‌دهند ضروری هستند.
صحبت کردن درباره‌ی این فیلم علمی-تخیلی، بدون اسپویل کار دشواری است. با توجه به این موضوع، باید از ویژگی‌های فیلم‌نامه فاصله بگیریم و به سایر عناصر اثر بپردازیم. «آرشیو» از جلوه‌های بصری قابل قبولی برخوردار است اما در پشت تمام ویژگی‌های دیداری اثر، به مقدار کافی احساسات انسانی و قصه‌ای تکان‌دهنده با مجموعه‌ای از اصطلاحات تخصصی علمی-تخیلی وجود دارد. خوشبختانه تمام این نکات با یک‌دیگر هماهنگ هستند و حتی فراتر از انتظار ظاهر می‌شوند.
این فیلم در نهایت توانست نظر مثبت منتقدان را به‌خود جلب کند اما موفق به دریافت جایزه‌ی مهم و ویژه‌ای نشد و کماکان جزو یکی از مهجورترین آثار سال گذشته به‌حساب می‌آید؛ فیلمی که لایق ستایش و توجه بسیار بیشتری است.
۵. فرض جزئی (Minor Premise)

کارگردان: اریک شولتز
بازیگران: ساتیا سریداران، پاتون اشبروک، دِینا اشبروک و…
محصول: ۲۰۲۰
امتیاز متاکریتیک: ۶۶ از ۱۰۰
امتیاز IMDb به فیلم: ۵/۹ از ۱۰

«فرض جزئی» یک فیلم علمی-تخیلی و تریلر درباره‌ی زندگی یک عصب‌شناس است که سعی دارد تا پدش را با یک آزمایش عجیب و خطرناک تحت‌الشعاع قرار دهد. رابطه‌ی نه‌چندان خوب میان این پدر و پسر، نیمی از ماجرا را تشکیل می‌دهد، در حالی که این آزمایش مجموعه‌ای از مشکلات را به‌همراه دارد. این ترکیب منجر به شکل‌گیری یک درام روان‌شناختی هیجان‌انگیز می‌شود که به روش‌های غیرمنتظره‌ای اوج می‌گیرد.
ایتن به‌عنوان شخصیت اصلی داستان، به‌شکلی عجیب و منحصربه‌فرد راهی را برای جدا کردن تکه‌هایی از آگاهی خود پیدا می‌کند. این اتفاق اساسا به این معنی است که ۱۰ شخصیت متمایز برای رسیدن به برتری در ذهن و مغز او با یک‌دیگر می‌جنگند. این پدیده بدون شک یک پیشرفت علمی چشمگیر است اما باعث به‌وجود آمدن مشکلات غیرمنتظره‌ای می‌شود؛ به‌خصوص زمانی که یک قطعه‌ی خاص شروع به ایجاد مشکل کند.
«فرض جزئی» به‌لطف خلاقیت و منطق عمیق و شگفت‌آور خود، به‌راحتی پتانسیل‌هایش را حفظ می‌کند. در این اثر هوشمندی بسیاری به‌تصویر کشیده می‌شود اما اریک شولتز به‌طرز معجزه‌آسایی از دست‌نیافتنی شدن اثرش جلوگیری می‌کند. هنگامی که به‌سراغ این فیلم علمی-تخیلی می‌روید، در واقع وارد جهانی گسترده می‌شوید که با ارائه‌ی ویژگی‌های هیجان‌انگیز در کنار عناصر تفکربرانگیز، تاثیر عمیقی بر روان‌تان می‌گذارد.
۶. خودتان را نجات دهید! (Save Yourselves)

کارگردانان: آلکس هاستن فیشر و الینور ویلسون
بازیگران: سونیتا مانی، جان پل رینولدز، جان ارلی، بن سینکلر و…
محصول: ۲۰۲۰
امتیاز متاکریتیک: ۶۷ از ۱۰۰
امتیاز IMDb به فیلم: ۵/۸ از ۱۰

چند هزاره طول می‌کشد تا از تهاجم بیگانگان جان سالم به‌در ببریم؟ این سوالی است که آلکس هاستن فیشر و الینور ویلسون سعی دارند با «خودتان را نجات دهید!» به آن پاسخ دهند. یک کمدی علمی-تخیلی جذاب درباره‌ی زن و شوهری که تصمیم می‌گیرند برای یک هفته تکنولوژی را کنار بگذارند و مدتی با جهان قطع رابطه کنند. همانطور که احتمالا حدس می‌زنید، تصمیم آن‌ها در زمان مناسبی اتخاذ نشده است؛ زیرا درست هنگامی‌ که قهرمانان داستان به تعطیلات ذهنی می‌روند، گونه‌ای ناشناخته تصمیم می‌گیرد تا به یک تعطیلات بین‌کهکشانی برود!
مضمون کلی فیلم به‌همین سادگی است و پلات اثر چندان پیچیده نمی‌شود. اما فضاسازی فیلم و موقعیت‌های بامزه و غیرمنتظره‌اش، بار روایت سرراست «خودتان را نجات دهید!» را به‌دوش می‌کشد. در واقع تهاجم بیگانگان عاملی است که رابطه‌ی پویا و تماشاییِ این زوج دوست‌داشتنی را بیش از پیش به مخاطب نشان می‌دهد.
نقش‌آفرینی این زوج بر عهده‌ی سونیتا مانی و جان پل رینولدز می‌باشد و آن‌ها ستاره‌های اصلی فیلم هستند. «خودتان را نجات دهید!» به‌هیچ‌عنوان فیلم ضعیفی نیست، بلکه جنبه‌هایی را در اولویت قرار می‌دهد که از چنین اثری انتظار نمی‌رود. در واقع این فیلم یک اثر علمی‌-تخیلی است اما یک مطالعه‌ی شخصیتیِ سبُک در رابطه با زوجی ساده‌لوح نیز به‌حساب می‌آید؛ زن و شوهری که سعی دارند تا تغییری مثبت را در زندگی‌شان ایجاد کنند اما همیشه همه‌چیز به‌خوبی پیش نمی‌رود.
همانطور که گفته شد، هیچ‌کدام از جنبه‌های دیگرِ فیلم بد نیستند. نیمه‌ی ابتداییِ نسبتا کند این اثر خوش‌ساخت ممکن است برای برخی دوست‌داشتنی نباشد اما وقتی همه‌چیز به‌حرکت درمی‌آید، وارد ماجراجویی‌های آشفته‌ی دو شخصیت جذاب خواهید شد که رهایی از آن کار دشواری است.
۷. پیچ و خم (Meander)

کارگردان: متیو توری
بازیگران: گایا ویتس، پتر فرانتسن و…
محصول: ۲۰۲۰
امتیاز متاکریتیک: ۶۳ از ۱۰۰
امتیاز IMDb به فیلم: ۵/۷ از ۱۰

یک فیلم علمی‌-تخیلی ترسناک در رابطه با مجموعه‌ای از لوله‌ها و دالان‌های پر از تله. این اثر از فرمولی که وینچنزو ناتالی در سال ۱۹۹۷ با «مکعب» ایجاد کرد فاصله‌‌ی چندانی ندارد اما همچنان یک تلفیق ژانری بدیع و ماهرانه را با جلوه‌های بصری جذاب و تعلیق فراوان به مخاطب ارائه می‌دهد.
داستان فیلم حول محور زنی به‌نام لیزا (گایا ویتس) می‌چرخد که خودش را در میان مجموعه‌ای از تونل‌های عجیب و غریب و تله‌هایی مرگبار محبوس می‌بیند. فقدان ایده‌های اصلی می‌تواند خسته‌کننده باشد، به‌خصوص زمانی که در نظر بگیرید این ژانر تا چه اندازه تجربی و دشوار است. «پیچ و خم» در زمره‌ی آثاری قرار می‌گیرد که با جلوه‌های بصری قابل توجه و اتمسفر تعلیق‌آمیزشان، می‌توانند مخاطب‌ را سرگرم کنند؛ فیلمی که ممکن است در حافظه‌تان باقی نماند اما این باعث نمی‌شود که ناموفق باشد.
فیلم علمی-تخیلی «پیچ و خم» به‌نسبت سایر آثار مستقل سال ۲۰۲۰، تحسین‌شده‌ترین به‌شمار می‌رود. این فیلم در مجموع با کسب ۵۰ نامزدی و ۱۵ جایزه از جشنواره‌های مختلف بین‌المللی، موفقیت‌های بسیاری را به‌دست آورد.
۸. رفتگرهای فضایی (Space Sweepers)

کارگردان: جو سونگ-هی
بازیگران: سونگ جونگ-کی، کیم تائه-ری، جین سئون-کیو و…
محصول: ۲۰۲۱
امتیاز متاکریتیک: ۶۴ از ۱۰۰‌
امتیاز IMDb به فیلم: ۶/۶ از ۱۰

اولین فیلم بلاک‌باستری و فضایی کره‌ی جنوبی علی‌رغم یک‌سری محدودیت‌های نه‌چندان مهم، تا حد زیادی موفق ظاهر شد. فضای بصری خیره‌کننده و المان‌های وسترن «رفتگرهای فضایی» ممکن است تازه به‌نظر نرسد اما به‌دلیل ویژگی‌های دیداری مجلل و شخصیت‌های دوست‌داشتنی‌اش، به اثری دیدنی تبدیل می‌شود. تعداد کمی از فیلم‌ها می‌توانند عناوین هالیوودی را به‌نفع خودشان مصادره کنند اما «رفتگرهای فضایی» این کار را به‌خوبی انجام می‌دهد؛ حتی با استفاده از کلیشه‌های رایج و موجود.
داستان این فیلم علمی-تخیلی در سال ۲۰۹۲ جریان دارد و ماجرای خدمه‌ی یک کشتی جمع‌آوری زباله‌ی فضایی را دنبال می‌کند. اما همه‌چیز از زمانی دچار تغییر و دگرگونی می‌گردد که آن‌ها یک ربات انسان‌نما به‌نام دوروتی را پیدا می‌کنند؛ رباتی که به‌عنوان سلاح کشتار جمعی شناخته می‌شود.
برخی از منتقدان، ویژگی‌های سرگرم‌کننده و تعدد شخصیت‌های این فیلم را سطحی می‌دانند و سعی دارند تا اثر را به‌شکل مفصلی تشریح و تفسیر کنند. اما احتمالا خود کارگردان نیز مقوله‌ی سرگرمی و جذاب بودن را در اولویت قرار داده است و نمی‌خواهد وارد مفاهیم پیچیده و چندلایه شود. بنابراین اگر می‌خواهید یک اپرای فضایی امروزی را تماشا کنید و فقط از آن لذت ببرید و سرگرم شوید، «رفتگرهای فضایی» را از دست ندهید.
۹. موج صوتی (Soundwave)

کارگردان: دیلان کی. نارانگ
بازیگران: هانتر دوهان، کیتی آوسلی، رابرت تاورز، پل تاسون و…
محصول: ۲۰۱۸
امتیاز متاکریتیک: –
امتیاز IMDb به فیلم: ۵/۵ از ۱۰

«موج صوتی» ما را با بن بویلز آشنا می‌کند، نوجوانی که با اختراع‌اش می‌تواند دنیا را تغییر دهد. پس از ساعت‌ها سرهم‌بندی کردن، بن موفق می‌شود دستگاهی بسازد که به او اجازه می‌دهد به امواج صوتی گوش کند؛ درست پس از ایجاد شدن‌شان. در نهایت بعد از دست و پنجه نرم کردن با این اختراع و استفاده از آن به‌عنوان یک دستگاه شنود، او راهی را برای استفاده‌ی همیشگی از اختراع‌اش می‌یابد. پس از همکاری با یک کارآگاه محلی، بن وارد سر او می‌شود، اما آیا کار شبانه و هیجان‌انگیز بن ارزش ریسک و خطرات‌اش را نیز دارد؟
این توضیحات خلاصه‌ای از جهان کلی فیلم علمی‌-تخیلی دیلان کی. نارانگ هستند. در حالی که ممکن است بار درام «موج صوتی» شبیه آثاری مانند «آینه‌ی سیاه» به‌نظر برسد، اما نارانگ پا را فراتر می‌گذارد و عناصر سرگرم‌کننده‌تری را ارائه می‌دهد. از آنجایی که اولویت فیلم بیشتر بر روی «عمل» استوار است، احتمالا با المان‌های «علمی» کم‌تری مواجه خواهید شد. علی‌رغم ضعف‌های جزئی، این فیلم به‌لطف شخصیت‌پردازی جذاب و مقادیر زیادی پیچش داستانی، به یک اثر تماشایی و هیجان‌انگیز تبدیل می‌شود.
با توجه به تعداد فیلم‌های علمی-تخیلی پرهزینه و بزرگی که هرساله منتشر می‌شوند، کاملا می‌توان درک کرد که چرا آثار مستقل با بودجه‌های اندک به حق‌شان نمی‌رسند. در واقع سوال خیلی‌ها این است که وقتی فیلم‌هایی مانند «تل‌ماسه» وجود دارند، چرا باید وقت‌مان را صرف تماشای فیلمی مانند «موج صوتی» کنیم؟ طبیعتا این فیلم به عظمت آثار مذکور نیست اما به‌راحتی می‌تواند در کنار بزرگ‌ترین عناوین هالیوودی قرار گیرد؛ زیرا چیز کاملا جذاب و متفاوتی را ارائه می‌دهد.
۱. خوشبختانه (Happily)

کارگردان: بن‌دیوید گرابینسکی
بازیگران: جوئل مک‌هیل، کری بیشِی، ناتالی مورالس، استیون روت و…
محصول: ۲۰۲۱
امتیاز متاکریتیک: ۵۸ از ۱۰۰
امتیاز IMDb به فیلم: ۵/۳ از ۱۰

فیلم‌های علمی-تخیلی همیشه به سفینه‌های فضایی یا آزمایشات خطرآفرین کاراکترها خلاصه نمی‌شوند. گاهی اوقات با تلفیق ژانرهایی مثل کمدی و رمانتیک، می‌توان به یک فیلم نسبتا علمی-تخیلیِ بامزه و هیجان‌انگیز دست پیدا کرد. «خوشبختانه» نیز از چنین فیلم‌هایی است و داستان زوجی عاشق‌پیشه (تام و جَنِت) را روایت می‌کند که برای اطرافیان و دوستان‌شان، حالت آزاردهنده و کسالت‌باری پیدا کرده‌اند؛ زیرا این دو به‌هیچ‌عنوان نمی‌توانند از یک‌دیگر جدا شوند و عشقی شدید در زندگی‌شان جریان دارد.
تام و جَنِت به‌حدی در این موضوع افراط به‌خرج می‌دهند که نهایتا مجبور می‌شوند تا در قامت زوجی معمولی قرار گیرند. این دگردیسی زمان رخ می‌دهد که مرد عجیب و مرموزی به خانه‌ی آن‌ها می‌آید و ورود ناگهانی او، منجر به اتفاقاتی نظیر قتل و یک‌سری افشاگری‌های غیرمنتظره می‌شود. اگر در «خوشبختانه» به‌دنبال المان‌ها و عناصر رایج در سایر آثار علمی‌-تخیلی می‌گردید، باید کمی ناامیدتان کنیم زیرا این فیلم یک اثر سرگرم‌کننده و تماشایی است که از طریق متفاوتی این ویژگی‌ها را به‌تصویر می‌کشد.
بن‌دیوید گرابینسکی در این فیلم علمی‌-تخیلی تا حدودی از مجموعه‌ی «منطقه‌ی گرگ و میش» الهام گرفته است و این موضوع به‌خوبی در بطن اثر مشهود است. بازی بازیگران نیز یکی از ویژگی‌های حائز اهمیت «خوشبختانه» به‌شمار می‌رود؛ خصوصا جوئل مک‌هیل و کری بیشِی که از هر فرصتی برای نفوذ به اعماق وجودی تماشاگر استفاده می‌کنند. آن‌ها به‌همان اندازه که دوستان‌شان می‌گویند آزاردهنده هستند و این خصوصیت دقیقا نکته‌ی اصلی و کلیدی ماجرا است.
اگر می‌خواهید یکی از متفاوت‌ترین کمدی-رمانتیک‌های علمی-تخیلیِ سال ۲۰۲۱ را ببینید و در کنار سرگرم شدن به‌میزان قابل قبولی شوکه شوید، «خوشبختانه» گزینه‌ی جذاب و ارزشمندی است.
منبع: taste of cinema

منبع : www.digikala.com

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا